نقاش و قوهاي وحشي
نقاش و قوهاي وحشي
تقدیم به
یگانه حقیقت زنده، حاضر و پاسخگو
او که در درون ما نیز هست
به نام او که زنده و زندگی بخش است
اعتراف
من مترجم نیستم، اما با این وجود اجازه یافتم تا این اثر را ترجمه کنم. یکی دو روز بعد، اتفاق فوقالعادهای افتاد. او آن را دید، ولی آنطـور که من نوشته بودم نخواند. او طـور دیگری داستان را خواند، به گونهای که با حفظ ساختار اصلی داستان و متنی که من برگردانده بودم، استعارهها و معانی دیگری به آن افزوده شده بود. بعد از این بازخوانی، دوباره داستان بازنویسی شد اما با شکل اولیهاش تفاوت داشت، انگار آهنگاش کاملاً تغییر کرده بود.
بنابراین اگر چه ترجمه و تدوین این متن به ظاهر کار من است اما من آن را از خودم نمیدانم و " آن یکی" را اصل کار میبینم. دربارهي رؤیای راستین هم واقعیت همین است. این را گفتم تا شاید از مصداق آن جمله دور شوم که می گوید:" انسان متکبر و خودبین سعی دارد سرچشمهي رویاها و الهامات خود را فراموش کند"
هر چند "قضاوتی که ما درباره خود داریم چندان مهم نیست و مهم نظری است که در بالا وجود دارد".
پریا (شباب حسامی(