کار ما احيای قرآن است
پياده سازي و بازنويسي قسمتي از نوار جلسه سخنراني:
اين متن و موارد مشابهي از اين دست، مربوط به مقطعي است كه ايليا مي گويد: تلاش كردم تا تغييراتي را در ديدگاههاي حزب الله كه براي اكثر مردم معرف اسلام و پرچمدار آن بود بوجود آورم. گروههاي راهبردي و نرم افزاري حزب الله را راه اندازي كردم [گروههاي احياء حزب الله، حركت حزب الله، نيروي روح الله و امت واحد]. سعي داشتم محبت و بخشش، آسان گيري و دانش گرايي را در اين وادي منتشر و به مبنا تبديل كنم... اما بعد از مدتي اين گروهها را منحل و فعاليت مركز راهبردي مربوطه را متوقف كردم.
ما به عنوان خدمتگزاران خدا مسئوليم اراده خداوند را به تحقق برسانيم و جز اين کار ديگري نداريم. ما بايد اسلام را زنده کنيم نه از راه خشونت و جنگيدن و لجاجت بلکه از طريق تفکر و تحقيق و تأمل. ما بايد قرآن را به تناسب عصر حاضر معنا کنيم و آن را به همه ملل بشناسانيم. و به تحقيق و تفکر و تعقل نشان دهيم که قرآن کاملترين کتاب زندگي است. اگر در اين امر توفيق يابيم قرآن را جهاني کردهايم. قرآن پيوندگاه مسيحيت و يهود و همه اديان الهيست و اين وظيفه ماست که بعنوان خدمتگزاران الهي و کارگزاران قرآن، اديان و فرهنگهاي الهي را به يکديگر پيوند زنيم، و آشکار کنيم که تورات و انجيل حقيقي و ديگر کتب کلام خدا مستتر در قرآن است. ما بايد نماز را جهاني کنيم...
آنچه بايد جهاني شود ذکر نام خداست، ياد خداست، توجه به حضور خداست و اين همان چيزيست که پروردگار متعال فرموده است و آن را از خادمان خود انتظار دارد... و بر ماست که بر روح و جان اديان، که محبت الهي و حضور خدا و تسليم الاهيست؛ عميقاً و وسيعاً توجه کنيم و از اختلافات و تفرقهها دوري گزينيم...
اگر رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و فرزندان برگزيده او زنده بودند، چکار ميکردند؟ عاشوراي امروز از سنخ خون و شمشير نيست. تقابل داناييها و تفکرات است. امروز ذوالفقار علي (ع) از جنس آهن نيست، از جنس آگاهي است... اگر امروز علي (ع) زنده بود، خود را صرف آشکارسازي مفاهيم قرآن، به تناسب شرايط اين عصر مينمود... او کاري ميکرد که ديگران نکرده بودند. از جايي شروع ميکرد که ديگران تمام کرده بودند. او فقط به عدالت رفتار نميکرد بلکه عدالت را به الگويي جهاني مبدل مينمود. فقط مؤمن نبود بلکه ايمان و اسلام را به گوهري بسيار خواستني بدل ميكرد... اما باکي نيست، اگر نيست، شيعيان علي زندهاند. روح علي زنده است. خط علي در دسترس است. شيعه علي مانند علي است اگر نه، شيعه نيست. ما بايد همان کاري را کنيم که اگر علي زنده بود، امروز ميکرد... ما اثبات ميکنيم که قرآن حاوي آخرين يافتههاي علمي و لاجرم حامل همه نايافتههاي علم است. نشان ميدهيم که همه علوم جديد، مؤيد و مدافع آيات قرآنند. علوم باطني در حد اعلاي آن نهفته در قرآن است. سي و شش روش تفکر در قرآن تعليم داده شده اما چه کسي تاکنون از اين سخن گفته. و امروز ما درباره آن عمل ميکنيم و سپس سخن ميگوييم. ما بايد نشان دهيم که عاليترين و عمليترين اصول زندگي در قرآن تعليم داده شده؛ مؤثرترين آموزههاي روابط انساني در قرآن آموزش داده شده و معقولترين تئوريهاي بنيادي در همين کتاب است. و اگر چنين کرديم، قرآن را به مردم جهان شناساندهايم، خداي خود را به آنان نماياندهايم و طريق نوراني را به آنان نشان دادهايم. و اثبات ميکنيم که ائمه هدي سلامالله، با توجه به نشانههاي انسان کامل، حتي در اين زمان، کاملترين مردمان زمان بوده و هستند. ما بايد الگوهاي عالي زندگي و روشهاي متعالي انديشيدن را دوباره و به تناسب شرايط، از قرآن استخراج کنيم و عملاً به ديگران تعليم دهيم. با مردم و ملتها به زبان و روش خودشان ارتباط برقرار کنيم. لازم است شيوه ما هماهنگ با آنان و شرايط آنان باشد... پس قرآن را طوري بيان خواهيم کرد که آنها بشنوند. آن را به گونهاي تعليم خواهيم داد که آنان بپذيرند و ناشنيده با آن نجنگند...
منبع: كتاب «شيعه علي، مانند علي است»